هایکو پیترز ، تحقیقات بانک دویچه ، فرانکفورت AM اصلی ، آلمان.
مایا ولوواسن ، دانشگاه بوکونی ، میلان ، ایتالیا.
نابرابری بر بحث سیاسی در کشورهای مختلف حاکم است که هنوز هم با بهبود اقتصادی لاغر و بیکاری زیاد مشخص می شود. محرک های نابرابری با درآمد بالاتر از سال 1995 جهانی سازی ، تغییر تکنولوژیکی و مهاجرت بوده اند. در عین حال ، این عوامل تأثیر غیرقابل انکار مثبت بر درآمد کل داشته است. در حالی که احزاب پوپولیستی از رویکردهای ملی گرایانه تر حمایت می کنند ، ما استدلال می کنیم که پاسخ سیاست مناسب به این معضل ، کاهش هزینه های اجتماعی جهانی سازی به جای رد منافع اقتصادی کل است.
نابرابری در حال حاضر موضوعی داغ است که بر برنامه سیاسی در کشورهای مختلف حاکم است ، که بسیاری از آنها هنوز هم با بازیابی لاغر و ادامه نرخ بیکاری بالا ، به ویژه در بین جوانان مشخص می شوند. اکثریت قریب به اتفاق جمعیت در آلمان ، اتحادیه اروپا و ایالات متحده معتقدند که درآمد و ثروت به طور ناعادلانه توزیع می شود ، که انصاف اجتماعی در سالهای اخیر کاهش یافته است و دولت ها باید برای کاهش اساسی شکاف درآمد بین ثروتمندان و فقرا تلاش کنند. 1
جهانی سازی و مهاجرت توسط سیاستمداران عمومی و پوپولیستی به عنوان عوامل تعیین کننده توضیح در مورد افزایش نابرابری مقصر شناخته می شود. این عوامل در وقایع سیاسی اخیر نقش زیادی داشته و به توضیح نتیجه غیر منتظره همه پرسی انگلیس به نفع Brexit و پیروزی خیره کننده انتخابات ریاست جمهوری ایالات متحده از دونالد جی ترامپ کمک می کند.
احزاب پوپولیستی با بهره گیری از ترس از نزول اجتماعی ، تقصیر جهانی شدن و مهاجرت ، قدرت خود را به خود جلب می کنند. آنها به طور معمول فکر آرزو می کنند که یک اقتصاد ملی گرا تر می تواند سطح زندگی را افزایش داده و کشورهای خود را به سرزمین های شیر و عسل تبدیل کند. ما به وضوح با این ساده سازی استدلال ها مخالفیم - موضوعی که از مزایای عظیم جهانی سازی گسترده تر ، از جمله حرکت آزاد کالا و کارگران در مرزها غفلت می کند.
تأثیر جهانی سازی ، تغییر تکنولوژیکی و مهاجرت نیروی کار
شواهد زیادی وجود دارد که نشان می دهد ، به طور کلی ، مصرف کنندگان و شرکت های کشورهایی که برای تجارت باز می شوند تا حد زیادی از طریق افزایش سطح زندگی خود سود می برند. قدرت خرید مصرف کنندگان به دلیل پایین آمدن قیمت ها از بین می رود و از طیف گسترده تری از کالاها و خدمات با کیفیت برخوردار هستند. برای شرکت ها ، تجارت خطرات را متنوع می کند ، و آنها به لطف واردات موجود واسطه ها ، به طور معمول از قیمت های پایین تر سود می برند. باز بودن بالاتر در تجارت همچنین رقابت و سرمایه گذاری را تسهیل می کند و باعث افزایش بهره وری می شود. 2
در تعادل ، مهاجرت نیروی کار تأثیر مثبتی در بازار کار و همچنین موقعیت مالی و رشد اقتصادی کشور میزبان دارد. مهاجران به طور معمول سوله های اقتصاد را پر می کنند و به طور قابل توجهی در انعطاف پذیری در بازار کار ، به ویژه در کشورهای میزبان با مقررات بازار کار نسبتاً انعطاف پذیر مانند بسیاری از کشورهای اروپا نقش دارند. مشارکت مهاجران در سیستم های ملی تأمین اجتماعی به طور کلی مثبت است. مهاجرت با افزایش سهم جمعیت در سن کار ، رشد اقتصادی را بیشتر می کند ، زیرا مهاجران به طور معمول نسبتاً جوان هستند. آنها در شکل گیری سرمایه انسانی و از این طریق به پیشرفت تکنولوژیکی کمک می کنند. 3 با توجه به پویایی پیری قوی که انتظار داریم در بسیاری از کشورها-به ویژه در اقتصادهای پیشرفته-طی چند دهه آینده ، مهاجرت پتانسیل کاهش چشمگیر چالش های جمعیتی را به ویژه در کشورهایی با پرداخت هزینه داشته باشد. سیستم بازنشستگی.
با وجود همه این مزایا در سطح کشور ، بخش های خاص ، مناطق یا گروه کارگران ممکن است تحت تأثیر افزایش رقابت از تجارت و مهاجران قرار بگیرند. این می تواند با اعمال تأثیر منفی بر ضعیف ترین گروه جمعیت ، نابرابری درآمد خانوار را بالا ببرد. علاوه بر این ، پیشرفت تکنولوژیکی می تواند نابرابری درآمدی را افزایش دهد در صورتی که باعث ترجیح ماهر بیش از نیروی کار غیر ماهر شود. با این حال ، همانطور که در ادبیات به وضوح برجسته شده است ، پیشرفت تکنولوژیکی نیز به دلیل تأثیر آن بر افزایش بهره وری و رقابت ، یکی از مهمترین عوامل تعیین کننده رشد اقتصادی است. 4
از زمان جهانی سازی ، تغییر تکنولوژیکی و مهاجرت تأثیرات مثبتی بر اقتصاد کلی دارد ، اقدامات سیاست اقتصادی باید اطمینان حاصل کند که بازنده های بالقوه این تغییرات به دلیل ضرر و زیان آنها جبران می شوند و با توجه به سهم آنها از ثروت علاوه بر این ایجاد می شوند. با این حال ، در گذشته ، سیاست گذاران توجه کافی به این موضوع نمی کردند.
در ادامه ، ما به طور عمیق توسعه نابرابری درآمد جهانی هر دو درآمد ناخالص و خالص (یعنی درآمد ناخالص مالیات و نقل و انتقالات کمتر) خانواده ها را با استفاده از پایگاه داده استاندارد نابرابری درآمد جهان تجزیه و تحلیل می کنیم. 5 ما همچنین محرک های نابرابری ، تأثیر آن بر رشد اقتصادی و راه های اطمینان از ضعیف ترین جمعیت را مورد مطالعه قرار می دهیم. به عنوان یک اقدام نابرابری ، ما از ضریب جینی استفاده می کنیم ، که از 0 (برابری کامل) تا 1 (حداکثر نابرابری ، یعنی تمام درآمد توسط یک خانواده نگهداری می شود) و معمولاً برای متراکم کردن نابرابری توزیع درآمد به یک عدد واحد استفاده می شود. 6
افزایش نابرابری جهانی به عنوان اقتصادهای نوظهور شکاف اقتصادهای پیشرفته
نابرابری جهانی درآمد ناخالص طی سه دهه گذشته هم برای اقتصادهای پیشرفته و هم برای اقتصادهای نوظهور بسیار افزایش یافته است (شکل 1 را ببینید). در حالی که نابرابری در اقتصادهای نوظهور در مقایسه با اقتصادهای پیشرفته در پایان دهه 1980 (0. 39 در مقابل 0. 42) کمتر بود ، از آن زمان تاکنون در اقتصادهای نوظهور با سرعت بیشتری افزایش یافته است. امروزه نابرابری درآمد ناخالص در اقتصادهای نوظهور و پیشرفته کم و بیش یکسان است ، با ضریب جینی کمی کمتر از 0. 50.
شکل 1 شاخص جینی (ناخالص) ، وزنی جمعیت
فهرست مطالب

منابع: نسخه SWIID 5. 1 ؛صندوق بین المللی پول ؛تحقیقات دویچه بانک.
با این حال ، نابرابری درآمد ناخالص در بین کشورها بسیار متفاوت است. در سال 2013 ، پنج کشور با بالاترین سطح نابرابری لتونی (60/0) ، لیتوانی (0. 56) ، ایرلند ، قبرس و پرتغال (همه 0. 55) و پنج کشور با کمترین سطح نابرابری کره جنوبی (32/0) ، ایسلند بودند.(0. 37) ، ونزوئلا (0. 38) ، نیوزیلند (0. 38) و سریلانکا (0. 41). 7
با افزایش نردبان درآمدها ، اقدامات توزیع مجدد برای تأمین مالی ، به عنوان مثال ، سیستم های اجتماعی یا نقل و انتقالات عمومی معمولاً گسترش می یابد. در نتیجه ، شکاف بین نابرابری ناخالص و خالص با سطح بالاتری از تولید ناخالص داخلی سرانه گسترش می یابد. در سال 2013 این شکاف به طور متوسط 16 امتیاز شاخص برای اقتصادهای پیشرفته و تنها سه نقطه شاخص برای اقتصادهای نوظهور بود. برخلاف توسعه نابرابری درآمد ناخالص ، پراکندگی نابرابری درآمد خالص بین اقتصادهای نوظهور و اقتصادهای پیشرفته طی چند دهه گذشته بیشتر افزایش یافته است (شکل 2 را ببینید).
شکل 2 شاخص جینی (NET) ، وزنی جمعیت
فهرست مطالب

منابع: نسخه SWIID 5. 1 ؛صندوق بین المللی پول ؛تحقیقات دویچه بانک.
در اقتصادهای پیشرفته ، توزیع مجدد بالاتر-با تفاوت بین نابرابری ناخالص و خالص درآمد-برای افزایش نابرابری درآمد ناخالص بین دوره های 1985-89 و 2007-11 جبران می شود. این را می توان با شیب بالاتر خط رگرسیون خطی ساده برای اقتصادهای پیشرفته در شکل 3 مشاهده کرد. این همبستگی ساده برای نمونه اقتصادهای پیشرفته نشان می دهد که افزایش ده امتیاز در نابرابری درآمد ناخالص فقط نابرابری درآمد خالص را در حدود 2. 5 امتیاز شاخص افزایش می دهدبشراز طرف دیگر ، برای اقتصادهای نوظهور ، افزایش ده امتیاز در نابرابری درآمد ناخالص باعث نابرابری درآمدی خالص در حدود هشت امتیاز شاخص می شود. این نشان می دهد که توزیع مجدد در اقتصادهای نوظهور به مراتب کمتر از افزایش نابرابری درآمد ناخالص افزایش یافته است. در اینجا به نظر می رسد چین یک مورد شدید است ، زیرا نابرابری درآمد ناخالص با 20 شاخص به بیش از 0. 50 افزایش یافته است ، در حالی که توزیع مجدد بدون تغییر باقی مانده است و این امر حاکی از پرش به همان اندازه بزرگ در نابرابری درآمدی خالص است.
شکل 3 تأثیر توزیع مجدد بر نابرابری درآمد ناخالص

منابع: نسخه SWIID 5. 1 ؛صندوق بین المللی پول ؛تحقیقات دویچه بانک.
نابرابری بالاتر در اقتصادهای نوظهور ، اما یک میلیارد نفر از فقر شدید برداشته شدند
همانطور که قبلاً برجسته شد ، در اقتصادهای نوظهور ، که 83 ٪ از جمعیت جهان را تشکیل می دهد و تقریبا 40 ٪ از تولید ناخالص داخلی اسمی جهانی ، نابرابری درآمد طی چند دهه گذشته به شدت افزایش یافته است. با این حال ، به لطف جلب توجه چندین اقتصاد نوظهور-به ویژه چین-و ادغام آنها در اقتصاد جهانی ، میلیون ها نفر از فقر برداشته شده اند. علیرغم ادامه نرخ فقر بالا در جنوب صحرای آفریقا (41 ٪) و آسیای جنوبی (15 ٪) ، فقر جهانی تقریباً سه دهه است که رو به کاهش است. براساس اعلام بانک جهانی ، از سال 1990 تا 2013 ، حدود 1. 1 میلیارد نفر از فقر شدید برداشته شدند. 8 در آن دوره ، میزان فقر جهانی و شکاف فقر به طور قابل توجهی کاهش یافت. سابق سهم جمعیت را با درآمد کمتر از 1. 90 دلار در روز اندازه گیری می کند و دوم ، میانگین کمبود درآمد افرادی را که زیر 1. 90 دلار در روز زندگی می کنند ، درصدی از خط فقر 1. 90 دلار در روز اندازه گیری می کند. بنابراین میانگین میزان سقوط افراد در زیر خط فقر را نشان می دهد. شاخص توسعه انسانی ، که خلاصه ابعاد کلیدی توسعه انسان است ، همچنین پیشرفت بزرگی را نشان داد (شکل 4 را ببینید). 9 افزایش چشمگیر چین میزان فقر در منطقه آسیای شرقی و اقیانوس آرام را از 60 ٪ در سال 1990 به چهار درصد در سال 2013 کاهش داد (چین: 67 ٪ در سال 1990 ؛ دو درصد در سال 2013). با این وجود ، کاهش بیشتر فقر یک هدف اصلی برای بسیاری از اقتصادهای نوظهور است.
شکل 4 شاخص توسعه انسانی ، وزنی جمعیت
فهرست مطالب

منابع: UNDP ؛صندوق بین المللی پول ؛تحقیقات دویچه بانک.
توزیع مجدد بیشتر در اقتصادهای پیشرفته
برخلاف اقتصادهای نوظهور ، در اقتصادهای پیشرفته کالاهای اساسی - مانند مسکن و غذا - به طور گسترده ای در دسترس هستند ، به همین دلیل تمرکز بیشتری بر مشارکت اجتماعی و موضوعات اجتماعی مانند ثروت و نابرابری درآمدی وجود دارد. علاوه بر این ، سیستم های تأمین اجتماعی اغلب برای ضعیف ترین گروه های جامعه مسکن ، غذا ، حمایت اجتماعی و مراقبت های بهداشتی را فراهم می کنند.
همانطور که در شکل 3 نشان داده شده است ، توزیع مجدد نابرابری درآمد را تا حد زیادی در اقتصادهای پیشرفته کاهش داده است ، اما فقط در اقتصادهای نوظهور اندکی است. استعلام تأمین اجتماعی سازمان بین المللی کار نشان می دهد که سطح و رشد هزینه های اجتماعی عمومی بین دو گروه از کشورها بسیار متفاوت است. 10 در حالی که اقتصادهای پیشرفته میانگین کل هزینه های اجتماعی عمومی خود را از 16 ٪ به تولید ناخالص داخلی بین سالهای 1990 تا 130-13 افزایش می دهند ، 11 اقتصاد نوظهور سهم قابل توجهی کوچکتر را خرج کردند و هزینه های آنها از پنج به شش درصد از تولید ناخالص داخلی افزایش یافت.
با این حال ، سطح نابرابری و توزیع مجدد در اقتصادهای پیشرفته تفاوت معنی داری دارد. در میان 15 اقتصاد پرجمعیت پیشرفته ، کشورهای اتحادیه اروپا درجه ای از توزیع مجدد به مراتب بالاتری نسبت به کشورهای غیر اتحادیه اروپا دارند که سوئد ، آلمان و فرانسه دارای بالاترین سطح هستند (شکل 5 را ببینید). کشورهای این گروه با بالاترین سطح نابرابری درآمد خالص در دوره 2007-11 ایالات متحده و انگلیس بودند ، اما میزان توزیع مجدد در انگلیس بیشتر بود. در میان کشورهای پرجمعیت اتحادیه اروپا ، کشورهایی که بالاترین سطح نابرابری خالص را پس از انگلیس داشتند ، پرتغال ، یونان ، ایتالیا و اسپانیا بودند. در دهه های اخیر ، ژاپن به شدت سطح توزیع مجدد خود را افزایش داده است و این نشان دهنده پرش در هزینه های اجتماعی در آنجا به عنوان پاسخ به پیری قابل توجه جمعیت است. 12 افزایش مشابه پرداختهای مربوط به انتقال مربوط به سن نیز موضوع اصلی برای سایر اقتصادهای پیشرفته پیش می رود.
شکل 5 پویایی در توزیع مجدد درآمد ، اقتصادهای پیشرفته منتخب

منابع: نسخه SWIID 5. 1 ؛صندوق بین المللی پول ؛تحقیقات دویچه بانک.
محرک های اصلی نابرابری درآمدی در اقتصادهای پیشرفته
در ادامه ، ما یک مدل پانل را برای به دست آوردن بینش در مورد نیروهای محرک نابرابری درآمد خالص در اقتصادهای پیشرفته تخمین می زنیم ، با تمرکز بر کانال انتقال آنها به نابرابری و نه بر تأثیر کلی. 13 برای نتایج ، به رگرسیون نابرابری در ستون (د) جدول 1 مراجعه کنید. 14 توجه داشته باشید که جهانی سازی ، مهاجرت و تغییر تکنولوژیکی به وضوح استاندارد زندگی را افزایش می دهد ، همانطور که در بالا برجسته شد.
جدول 1 نتایج رگرسیون داده های پانل
| (آ) | (ب) | (ج) | (د) |
| رگرسیون رشد | رگرسیون نابرابری |
| متغیرها | رشد تولید ناخالص ملی | رشد تولید ناخالص ملی | L+جینی (خالص) | L+جینی (خالص) |
| l-رشد تولید ناخالص ملی | 0. 403 | *** | 0. 403 | *** |
| ورود به سیستم (تولید ناخالص داخلی سرانه) | -0. 282 | *** | -0. 28 | *** |
| l-تغییر جینی (خالص) | -0. 185 | ** |
| l-تغییر جینی (بازار) | -0. 14 | ** |
| سهم واردات چینی (٪ از کل واردات) | 0. 247 | *** | 0. 162 | ** |
| سرمایه گذاری فناوری اطلاعات و ارتباطات (٪ کل تشکیل سرمایه) | 0. 229 | *** |
| باز بودن مالی (شاخص Chi-ITO) | 1. 278 | -0. 327 |
| نرخ بیکاری (٪) | 0. 229 | *** |
| حداقل دستمزد نسبت به میانگین | -0. 183 | *** |
| سهام مهاجر (٪ از جمعیت) | 0. 235 | *** |
| نسبت قیمت به درآمد خانه | -0. 004 | 0. 017 |
| اقتصاد نوظهور ساختگی | 0. 443 | * | 0. 436 |
| زمان | 1995-2013 | 1995-2013 | 1995-2013 | 1995-2013 |
| اثرات ثابت زمان | آره | آره | آره | آره |
| مشاهدات | 2324 | 2324 | 396 | 156 |
| نمونه | پر شده | پر شده | فقط ae | فقط ae |
| کشورها | 150 | 150 | 22 | 11 |
| ریشه | 3. 696 | 3. 697 | 4. 038 | 2. 296 |
| R2 | 0. 233 | 0. 233 | 0. 049 | 0. 505 |
* قابل توجه در 10 ٪ ؛** در 5 ٪ قابل توجه ؛*** قابل توجه در 1 ٪ ؛L-: تاخیر یک سال ؛L+: رهبری یک سال ؛AE: اقتصاد پیشرفته.
منابع: نسخه SWIID 5. 1 ؛صندوق بین المللی پول ؛OECD ؛بانک جهانی؛M. D. Chi ، I. Hiro: برای توسعه مالی چه اهمیتی دارد؟کنترل سرمایه ، نهادها و تعامل ، در: مجله اقتصاد توسعه ، جلد. 81 ، شماره 1 ، 2006 ، صص 163-192 ؛تحقیقات دویچه بانک.
جهانی سازی: ادغام اقتصادهای نوظهور در طی چند دهه گذشته ، عرضه نیروی کار را به اقتصاد جهانی افزایش داده است. این امر تأثیر منفی بر دستمزدها در اکثر اقتصادهای پیشرفته داشته است ، زیرا اکنون آنها تمایل به وارد کردن محصولات ناچیز کار دارند. 15 ما از سهم واردات چینی در کل واردات به عنوان پروکسی برای افزایش رقابت از اقتصادهای نوظهور استفاده می کنیم. رگرسیون پانل نشان می دهد که افزایش واردات چین با ده درصد امتیاز نابرابری درآمد خالص در اقتصادهای پیشرفته را 1. 6 درصد افزایش می دهد.
تغییر اکنولوژیکی T: تغییر در فناوری تولید که با افزایش بهره وری نسبی آن (تغییر فنی با مهارت) از کار ماهر بهره می برد ، نابرابری درآمد را افزایش می دهد. 16 برای اثبات این فرض ، ما این واقعیت را ارائه می دهیم که سهم جمعیت در کشورهای OECD با درجه سوم به طور متوسط از 27 ٪ به 35 ٪ بین سالهای 2005 و 2015 افزایش یافته است ، اما شکاف درآمد بین افرادی که دارای آموزش عالی هستند و افراد داراییک آموزش متوسطه عالی از 52 ٪ (2007 یا قبل از آن) به 55 ٪ (2014) گسترده تر شد و به تقاضای بسیار قوی تر برای کارگران ماهر اشاره کرد و حاکی از وجود تغییرات تکنولوژیکی با مهارت است. 17 به عنوان یک پروکسی برای سطح فناوری ، ما از سرمایه گذاری در فناوری اطلاعات و ارتباطات (ICT) استفاده می کنیم ، که می یابیم نابرابری درآمدی را افزایش می دهیم (افزایش ده درصد امتیاز در سهم سرمایه گذاری فناوری اطلاعات و ارتباطات نابرابری درآمد را با 2. 3 درصد امتیاز افزایش می دهد).
باز بودن مالی: انتظار می رود باز بودن مالی بیشتر نابرابری درآمد را افزایش دهد. به عنوان مثال، جریان سرمایه گذاری مستقیم خارجی بالاتر، حق بیمه مهارت را افزایش می دهد. ما از شاخص Chi-Ito برای اندازه گیری میزان باز بودن حساب سرمایه استفاده می کنیم. با این حال، این در رگرسیون های ما معنی دار نبود. 18 این می تواند به دلیل تداوم سطح بالای باز بودن در اقتصادهای پیشرفته در کل دوره مشاهده باشد. این عامل ممکن است نقش بیشتری در اقتصادهای نوظهور داشته باشد.
مهاجرت: مهاجرت بین المللی عرضه نیروی کار را افزایش می دهد، به ویژه در کشورهای با درآمد بالا، که میزبان 71 درصد از کل مهاجران جهانی در سال 2015 بودند. بیشتر مهاجران از کشورهای با درآمد متوسط (65 درصد از کل مهاجران جهانی) سرچشمه می گیرند. از آنجایی که مهاجران اغلب بدون مهارت های زبانی کافی و با دانش اندک از بازار کار داخلی وارد کشورهای میزبان می شوند، تمایل دارند تا مشاغلی را در انتهای پایین مقیاس درآمد انتخاب کنند که به طور قابل توجهی عرضه نیروی کار را در بخش با مهارت کم تا متوسط افزایش می دهد. 19 در نتیجه، دستمزدها در این بخش ها کاهش می یابد که باید نابرابری را افزایش دهد. 20 بر اساس رگرسیون پانل ما، افزایش ده درصدی موجودی مهاجران منجر به افزایش 2. 4 درصدی در نابرابری درآمد می شود.
تنظیم بازار کار / نهادها: تنظیم بازار کار به شدت بر توزیع دستمزد تأثیر می گذارد. در بیشتر اقتصادهای پیشرفته، احزاب چانه زنی دسته جمعی توزیع دستمزد را برای سهم بزرگی از نیروی کار تعیین می کنند و قوانین حداقل دستمزد مستقیماً مرز پایین توزیع دستمزد را تعیین می کند. علاوه بر این، اقدامات حمایتی کار و اجتماعی و همچنین مالیات ها تأثیر زیادی بر ساختار دستمزد دارند. با توجه به مشکلات اندازه گیری و فقدان سری های زمانی بلندمدت که به طور بالقوه می توانند تغییرات نهادی را در نظر بگیرند، از شدت تأثیر حداقل دستمزد (یعنی شاخص کیتز) و نرخ بیکاری به عنوان شاخص های خام استفاده می کنیم. جای تعجب نیست که، طبق نتایج رگرسیون ما، تأثیر بیشتر حداقل دستمزد در واقع نابرابری را کاهش می دهد (ضریب: -0. 18). با این حال، حداقل دستمزد بالا می تواند در میان مدت یا بلندمدت باعث افزایش اشتغال شود و در نتیجه نرخ بیکاری را به ویژه برای گروه های مشکل دار بازار کار بالا ببرد. بر اساس برآوردهای ما، نرخ بیکاری بالاتر، نابرابری درآمد خالص را افزایش می دهد (ضریب: 0. 23+).
مسکن: بسته به ساختار مالکیت خانه ، تغییر در ارزیابی قیمت خانه می تواند نابرابری کاهش یا افزایش یابد. نسبت قیمت به درآمد خانه در رگرسیون ما معنی دار نبود.
اثرات چرخه تجارت: اینها توسط اثرات ثابت زمان ضبط می شوند.
با خلاصه ، ما بین افزایش نابرابری درآمدی خالص و رقابت تجاری شدیدتر از اقتصادهای نوظهور ، تغییر تکنولوژیکی و مهاجرت ، همبستگی مثبت خوبی پیدا می کنیم. حداقل دستمزد بالاتر نابرابری درآمد را در کوتاه مدت کاهش می دهد ، اما در میان مدت این مسئله سوال برانگیز است ، زیرا حداقل دستمزد بالا ممکن است نرخ بیکاری را بالا ببرد ، که باعث افزایش نابرابری درآمد خالص می شود.
نابرابری درآمد بالاتر رشد تولید ناخالص داخلی
اکنون ما بر تأثیر نابرابری درآمد بر رشد تولید ناخالص داخلی تمرکز می کنیم. چندین کانال وجود دارد که از طریق آنها ممکن است نابرابری بر رشد اقتصادی تأثیر منفی بگذارد.
اول ، افراد فقیر غالباً دسترسی به مراقبت های بهداشتی مناسب را ندارند ، که از طریق آنها می توانند از سرمایه انسانی خود محافظت کنند ، که به نوبه خود باعث افزایش رشد می شود. در نتیجه ، اگر جامعه ای نابرابر باشد ، سهم بیشتری از جمعیت نمی تواند به رشد اقتصادی کمک کند. 22 به نظر می رسد که این عامل برای اقتصادهای نوظهور نسبت به اقتصادهای پیشرفته اهمیت بیشتری دارد.
دوم ، نابرابری بالاتر ممکن است کودکان در خانواده های فقیر را از دریافت آموزش کافی (از نظر کیفیت و کمیت) جلوگیری کند و از این طریق باعث کاهش بهره وری نیروی کار در مقایسه با کشورهای برابر بیشتر می شود. 23 همانطور که در شکل 6 مشاهده می شود ، نابرابری درآمد بالاتر با تحرک درآمد بین نسلی پایین همراه است. دلایل بالقوه متعددی برای این همبستگی بالا وجود دارد ، از جمله واگرایی از تحولات اولیه کودکی ، دسترسی محدود به آموزش عالی ، ورود زودرس کودکان به بازار کار برای تکمیل درآمد خانوار یا موانع برای ورود به مشاغل بسیار پردرآمد به دلیل تبعیض. 24
شکل 6 همکاران نابرابری درآمد خالص بالاتر با تحرک درآمد بین نسلی پایین تر

منابع: M. Corak: نابرابری از نسل به نسل: ایالات متحده در مقایسه ، مقالات بحث IZA شماره 9929 ، 2016 ؛نسخه SWIID 5. 1 ؛تحقیقات دویچه بانک.
سوم ، در یک جامعه برابر تر ، انگیزه کمتری برای ایستادگی در برابر نظم سیاسی یا اقتصادی وجود دارد و ثبات حاصل از آن سرمایه گذاری را به خود جلب می کند و متعاقباً باعث افزایش رشد می شود. 25
چهارم ، کشورهایی که ثبات اجتماعی بالاتری دارند ، قادر به تعادل در شوک های اقتصادی هستند ، که دوباره عملکرد اقتصادی آنها را تقویت می کند. 26
با این حال ، نابرابری بالاتر همچنین می تواند تأثیرات مثبتی بر رشد اقتصادی داشته باشد. تمرکز نابرابر درآمد ممکن است انگیزه های بالاتری را برای نوآوری یا جمع آوری سرمایه ایجاد کند و از این طریق رشد را افزایش دهد. علاوه بر این ، ثروتمندان نسبتاً بیشتر از درآمد خود صرفه جویی می کنند ، که منجر به پس انداز بالاتر و احتمالاً سرمایه گذاری های بزرگتر در اقتصاد واقعی می شود. 28
برای به دست آوردن بینش در مورد اینکه آیا تأثیر کل نابرابری درآمد بالاتر بر رشد مثبت یا منفی است ، ما یک رگرسیون رشد ساده را با استفاده از مجموعه داده های پانل جهانی کامل ما تخمین می زنیم. ما رشد تولید ناخالص داخلی را با تغییرات نابرابری درآمدی به عنوان متغیر اصلی علاقه ما ، رشد تولید ناخالص داخلی برای گرفتن وابستگی به مسیر ، تولید ناخالص داخلی سرانه به عنوان یک پروکسی برای اثر جذب و متغیر شاخص برای اقتصادهای نوظهور ، در ارتباط هستیم و حساب اقتصادی مختلف را به خود اختصاص می دهد ،ساختارهای بین اقتصادهای نوظهور و اقتصادهای پیشرفته.
رگرسیون پانل نشان می دهد که رشد تولید ناخالص داخلی و تغییر در نابرابری درآمد خالص و ناخالص با همبستگی منفی است (رگرسیون رشد را در جدول 1 مشاهده کنید). متغیرهای دیگر دارای علامت مورد انتظار هستند و نشانگر وجود تأثیر جذابیت کشورهای فقیر است ، که وابستگی به مسیر رشد تولید ناخالص داخلی وجود دارد و اقتصادهای نوظهور سریعتر از اقتصادهای پیشرفته در حال رشد هستند.
سیاست بانک مرکزی نابرابری ثروت را تقویت کرده است ، اما تأثیر آن بر نابرابری درآمدی مشخص نیست
یک محرک دیگر نابرابری ، سیاست پولی گسترده ای از بانکهای اصلی مرکزی از آغاز بحران مالی بوده است. اگرچه نسبتاً واضح است که سیاست گسترش بانک مرکزی با افزایش قیمت دارایی نابرابری ثروت را افزایش می دهد ، تأثیر بر نابرابری درآمدی نامشخص است. برنامه های کاهش کمی بانک مرکزی (QE) هدف از افزایش مصرف و سرمایه گذاری از طریق کانال نرخ بهره و کانال تعادل مجدد نمونه کارها (و همچنین کانال نرخ ارز) را دارند. این باعث نابرابری ثروت از دو طریق می شود. اول ، نرخ بهره پایین تر همچنین درآمد بهره را کاهش می دهد ، که به ویژه به پس اندازهای کوچک و کسانی که برای بازنشستگی پس انداز می کنند ، می رسد. دوم ، از آنجا که خانوارهای ثروتمند به طور معمول سهم بیشتری از ثروت خود را در دارایی های ریسک پذیر سرمایه گذاری می کنند ، آنها بیشتر از کانال تعادل مجدد نمونه کارها QE بهره مند می شوند. علاوه بر این ، این خانوارها کمتر تحت تأثیر تأثیر افزایش تورم از یک سیاست پولی مسکونی قرار می گیرند ، زیرا آنها بخش کمتری از ثروت خود را به صورت نقدی یا دارایی های نزدیک نقدی دارند.
شبیه سازی های بانک برای شهرک های بین المللی نشان می دهد که سیاست های پولی نابرابری ثروت را در اقتصادهای پیشرفته افزایش داده است زیرا بحران مالی عمدتاً با افزایش قیمت سهام است. 29 با این حال ، به دلیل عدم وجود داده های قابل مقایسه جهانی ، ارزیابی تحولات اخیر در نابرابری ثروت واقعی دشوار است. با نگاهی به چند کشور منتخب ، پویایی نابرابری ثروت یکنواخت به نظر نمی رسد. به عنوان مثال ، در ایتالیا ، فرانسه و ایالات متحده ، به نظر می رسد که ثروت در سال 2014 کمتر از آنچه در ابتدای دهه 2000 بود ، به طور مساوی توزیع شده است. در آلمان و انگلیس ، سطح نابرابری ثروت تقریباً یکسان باقی مانده است ، در حالی که در سوئد کاهش یافته است. 30
با یک قدم جلوتر ، نابرابری ثروت بالاتر می تواند باعث افزایش نابرابری درآمدی شود زیرا ثروتمندان - که به طور معمول در انتهای مقیاس درآمد قرار دارند - می توانند از طریق سود بالاتر سرمایه (کانال ترکیب درآمد) درآمد خود را به طور نامتناسب افزایش دهند. با این حال ، گسترش سیاست پولی با افزایش رشد تولید ناخالص داخلی ، اثرات مستقیم مفیدی را نسبت به توزیع درآمد یکنواخت تر دارد ، در نتیجه بیکاری و در نتیجه افزایش درآمد ، به ویژه در پایین تر مقیاس درآمد (کانال ناهمگونی درآمد) و همچنین با کاهش بهره ، و همچنین با کاهش بهرهپرداخت وام گیرندگان ، که تمایل به فقیرتر بودن دارند. 31
کاهش هزینه جهانی سازی به جای قطع مزایا
تجزیه و تحلیل ما نشان می دهد که افزایش سطح نابرابری در اقتصادهای پیشرفته با افزایش جهانی سازی ، تغییر فنی و مهاجرت ارتباط دارد. با این حال ، با توجه به تأثیرات مثبت قوی این سه عامل در استانداردهای زندگی کلی که در بالا توضیح داده شد ، نتیجه گیری آشکار از بازگشت جهانی سازی یا بستن مرزها به مهاجرت کار بسیار مضر خواهد بود ، همانطور که به شدت مورد حمایت احزاب پوپولیستی در سراسر اروپا قرار می گیرد. همه در یک اقتصاد بسته تر و کمتر پویا از دست می دهند. در مقابل ، پاسخ شدید به افزایش نابرابری می تواند ترکیبی از پیشرفت جهانی سازی از طریق توافق نامه های تجاری جامع ، ایجاد محیطی دوستانه تر برای تجارت باشد که باعث ایجاد تغییر تکنولوژیکی شود و مرزهای ملی را برای مهاجران واجد شرایط باز کند ، در حالی که اقدامات لازم را برای اطمینان از این امر انجام می دهد. ضعیف ترین بخش های جمعیت در ثروت ایجاد شده علاوه بر این نیز به اشتراک می گذارند. این نه تنها استانداردهای کلی زندگی را تقویت می کند بلکه باعث افزایش حمایت محبوب از مرزهای باز و پیشرفت تکنولوژیکی می شود.
چگونه رشد اقتصادی عادلانه تری ایجاد کنیم
با توجه به پیچیدگی اقتصادهای ملی ، تشخیص واضح است که کدام گروه ها به سختی از جنبه های منفی جهانی سازی و مهاجرت برخورد کرده اند. بنابراین ، ترکیبی از سیاست در افزایش مهارت های بومیان ، افزایش انعطاف پذیری در بازار کار و کنترل مهاجرت از طریق یک سیستم امتیاز برای کاهش نابرابری مناسب خواهد بود در حالی که هنوز هم اقتصاد کلان را قادر می سازد تا از اثرات رفاهی در غیر این صورت جهانی سازی بهره مند شود.
سیاست های جاه طلب تر و آینده نگر و آینده نگر و سیاست های بازار کار احتمالاً یکی از قدرتمندترین ابزارها برای تقویت مهارت های بومیان است و باعث رقابت بیشتر آنها می شود. سیاست های فعال بازار کار می تواند اثرات منفی از دست دادن شغل را نرم کند و از طریق اقدامات آموزشی یا یارانه های دستمزد موقت ، از تغییر بخش پشتیبانی کند. انعطاف پذیری بالاتر در بازار کار و فرم های اشتغال غیرعادی نیز کمک می کند. اقدامات در سیستم آموزش و پرورش مانند اجرای آموزش و آموزش حرفه ای پس از متوسطه باید به یک اولویت تبدیل شود ، زیرا آنها انتقال بهتری به بازار کار می کنند. به همین ترتیب ، ابتکارات یادگیری مادام العمر باید به طور گسترده تری اجرا شود ، که باعث می شود افراد به مهارت های اضافی به دست آورند و به آنها اجازه می دهند تا مهارت های خود را بهتر با تقاضای نیروی کار مطابقت دهند. علاوه بر این ، آموزش های بعدی امکان افزایش تحرک بین حرفه ها را فراهم می کند ، که - با توجه به بازار کار انعطاف پذیر - انتقال احتمالی را از یک بخش به بخش دیگر کاهش می دهد. 32
علاوه بر این ، افزایش تحرک بین نسلی که از طریق سرمایه گذاری های بالاتر در آموزش اوایل کودکی امکان پذیر است ، به وضوح پرداخت می شود. تحقیقات آموزشی تجربی نشان می دهد که سرمایه گذاری های بالاتر در کودکان خردسال بازده بیشتری در آموزش ، سلامت و بهره وری دارند. 33
در حالی که حداقل دستمزد بالاتر باعث نابرابری درآمدی در کوتاه مدت می شود ، می توان تأثیر بر میان مدت را زیر سؤال برد ، زیرا حداقل دستمزد بالا می تواند منجر به افزایش بیکاری شود که این امر باعث افزایش نابرابری درآمد خالص می شود.
مهاجرت روشی ساده برای کاهش کمبود نیروی کار آینده در ارتباط با چالش های جمعیتی آینده است. برای جلوگیری از رقابت بیش از حد شدید در بخش های بازار کار که قبلاً نرخ بیکاری بسیار بالایی را تجربه می کنند ، می توان به عنوان مثال از طریق یک سیستم نقطه ، مهاجرت نیروی کار را کنترل کرد. این امر باعث می شود كه مهاجران این فرصت را داشته باشند كه به سرعت در بازار كار ادغام شوند و حمایت مردمی از مهاجرت بدتر نمی شود.
کاهش نابرابری خالص از طریق آموزش های جاه طلبانه تر و آینده نگر و سیاست های بازار کار احتمالاً تأثیر مثبتی بر رشد اقتصادی خواهد داشت ، زیرا ما نشان داده ایم که نابرابری بالاتر با رشد اقتصادی پایین همراه است. از آنجا که این سیاست ها برای رشد بالقوه نیز مثبت هستند ، فشار مداوم به بانک های مرکزی برای ادامه تلاش های محرک پولی احتمالاً کاهش می یابد.
- 1 موسسه Für Demoskopie Allensbach: آیا IST Gerecht بود؟gerechtigkeitsbegriff un d-wahehmung der bürger ، 2013 ؛R. Riffkin: در ایالات متحده ، 67 ٪ ناراضی از درآمد ، توزیع ثروت ، گالوپ ، 20 ژانویه 2014 ؛کمیسیون اروپا: Eurobarometer ویژه 370: آب و هوای اجتماعی ، 2011 ؛کمیسیون اروپا: Eurobarometer ویژه 355: فقر و محرومیت اجتماعی ، 2010 ؛CNN |نظرسنجی بین المللی ORC ، 31 ژانویه - 2 فوریه 2014.
- 2 شرکت ها همچنین می توانند با برون سپاری بخش هایی از زنجیره ارزش به سایر کشورها (زنجیره های ارزش جهانی) ، یا با ایجاد شرکت های تابعه ، دستیابی به سهام در شرکت های خارجی و یا پیمانکاری اشخاص ثالث ، رقابت خود را تقویت کنند. به H. پیترز مراجعه کنید: زنجیرهای ارزش جهانی مزایای رقابتی برای شرکت های آلمانی ، تمرکز آلمان ، 1 ژوئیه 2013 ، تحقیقات دویچه بانک.
- 3 OECD: آیا مهاجرت برای اقتصاد خوب است؟ ، مباحث مربوط به سیاست مهاجرت ، مه 2014.
- به عنوان مثال به OECD مراجعه کنید: نوآوری و رشد: منطقی برای یک استراتژی نوآوری ، 2007.
- 5 برای جزئیات بیشتر به F. Solt: پایگاه داده استاندارد نابرابری درآمد جهانی ، نسخه SWIID 5. 1 ، ژوئیه 2016 ، در: فصلنامه علوم اجتماعی ، جلد. 97 ، شماره 5 ، 2016 ، صص 1267-1281.
- 6 M. O. لورنز: روشهای اندازه گیری غلظت ثروت ، در: انتشارات انجمن آماری آمریکا ، جلد. 9 ، شماره 70 ، 1905 ، صص 209-219.
- 7 پایگاه داده SWID نسخه 5. 1.
- 8 بانک جهانی: Povcalnet ، تجمع منطقه ای با استفاده از PPP 2011 و 1. 90 دلار در روز خط فقر ؛بانک جهانی: فقر و رونق مشترک 2016: گرفتن نابرابری ، واشنگتن 2016 ، بانک جهانی.
- 9 UNDP: گزارش توسعه انسانی: کار برای توسعه انسانی ، نیویورک 2015.
- 10 پایگاه داده استعلام تأمین اجتماعی ILO ، موجود در http://www. ilo. org/dyn/ilossi/ssimain. home. به طور خاص به شاخص E-1C مراجعه کنید-کل هزینه های اجتماعی عمومی به عنوان ٪ تولید ناخالص داخلی. متغیر "هزینه های اجتماعی عمومی" شامل طرح های تأمین اجتماعی مربوط به اشتغال ، بهداشت عمومی ، برنامه های رفاه و ضد فقر و طرح های غیر عمومی از انواع مختلف انتقال کالاها ، خدمات یا پول نقد به خانوارهای فقیر و آسیب پذیر است.
- 11 ما از آخرین داده های موجود بین سالهای 2010 تا 2013 استفاده می کنیم. میانگین ها وزن جمعیت دارند.
- 12 OECD: بررسی های اقتصادی OECD: ژاپن ، آوریل 2015.
- 13 همچنین به F. Jaumotte ، S. Lall ، C. Papageorgiou: افزایش نابرابری درآمد: فناوری یا تجارت و جهانی سازی مالی؟ ، در: بررسی اقتصادی صندوق بین المللی پول ، جلد. 61 ، شماره 2 ، 2013 ، صص 271-309 ؛E. Dabla-Norris ، K. Kochhar ، N. Suphaphiphat ، F. Ricka ، E. Tsounta: علل و پیامدهای نابرابری درآمدی: یک چشم انداز جهانی ، توجه به بحث کارمندان صندوق بین المللی پول ، SDN/15/13 ، 2015 ، صندوق بین المللی پول ؛D. Asteriou ، S. Dimelis ، A. Moudatsou: جهانی سازی و نابرابری درآمد: یک رویکرد اقتصاد سنجی داده پانل برای کشورهای EU27 ، در: مدل سازی اقتصادی ، جلد. 36 ، شماره C ، 2014 ، صص 592-599.
- 14 توجه داشته باشید که یک مدل داده پانل چند کشور از این مزیت استفاده کامل از اطلاعات در سراسر کشورها را دارد. با این وجود ، همچنین برخی محدودیت ها به دلیل وجود احتمالی وقفه های ساختاری ، غیرخطی ها و موضوعات با تفسیر باقیمانده وجود دارد ، که می تواند به دلیل تحریف سیاست ، اصول بی نظیر یا محدودیت های مدل تجربی باشد (به عنوان اندازه گیری یا خطای نمونه برداری یا خطای نمونه برداری یااشتباه ممکن است). ما از این کاستی های احتمالی آگاه هستیم و مدلهای رگرسیون را به عنوان همبستگی و نه علیت تفسیر می کنیم.
- 15 P. Krugman: تجارت و دستمزد ، تجدید نظر شده ، در: مقالات بروکینگز در مورد فعالیت اقتصادی ، جلد. 39 ، شماره 1 ، 2008 ، صص 103-154.
- 16 D. Acemoglu: تغییر فنی ، نابرابری و بازار کار ، در: مجله ادبیات اقتصادی ، جلد. 40 ، شماره 1 ، 2002 ، صص 7-72.
- 17 OECD: آموزش در یک نگاه 2016 ، پاریس 2016 ؛OECD: آموزش در یک نگاه 2009 ، پاریس 2009.
- 18 M. D. Chi ، I. Hiro: برای توسعه مالی چه اهمیتی دارد؟کنترل سرمایه ، نهادها و تعامل ، در: مجله اقتصاد توسعه ، جلد. 81 ، شماره 1 ، 2006 ، صص 163-192.
- 19 به D. Bräuninger ، H. Peters: رونق موقت مهاجرت: فراخوانی بیداری برای سیاستمداران؟ ، Standpunkt Deutschland ، 28 ژوئیه 2014 ، تحقیقات Deutsche Bank مراجعه کنید.
- 20 سازمان ملل: گزارش مهاجرت بین المللی 2015 ، 2016.
- 21 به D. Neumark ، W. L. Wastcher: حداقل دستمزد و اشتغال ، در: پایه ها و روندهای خرد اقتصاد ، جلد. 3 ، شماره 1-2 ، 2007 ، صص 1-182 و ادبیات استناد شده در H. پیترز: حداقل دستمزد 8. 50 یورو در ساعت: ائتلاف بزرگ در مسیر اشتباه ، تمرکز آلمان ، 4 ژوئن 2014 ، تحقیقات بانک دویچه.
- 22 R. Perotti: رشد ، توزیع درآمد و دموکراسی: آنچه داده ها می گویند ، در: مجله رشد اقتصادی ، جلد. 1 ، شماره 2 ، 1996 ، صص 149-187.
- 23 J. Stiglitz: قیمت نابرابری: چگونه جامعه تقسیم شده امروز آینده ما را به خطر می اندازد ، نیویورک 2012 ، W. W. نورتون
- 24 M. Corak: نابرابری از نسل به نسل: ایالات متحده در مقایسه ، مقالات بحث IZA شماره 9929 ، 2016.
- 25 A. Alesina ، R. Perotti: توزیع درآمد ، بی ثباتی سیاسی و سرمایه گذاری ، در: بررسی اقتصادی اروپا ، جلد. 40 ، شماره 6 ، 1996 ، صص 1203-1228.
- 26 D. Rodrik: همه رشد به کجا رفت؟شوک های خارجی ، درگیری اجتماعی و رشد رشد ، در: مجله رشد اقتصادی ، جلد. 4 ، شماره 4 ، 1996 ، صص 358-412.
- 27 O. Galor: نابرابری و توسعه اقتصادی: چشم انداز مدرن ، 2009 ، انتشارات ادوارد الگار ؛J. Mirrelees: اکتشافی در تئوری مالیات بر درآمد بهینه ، در: بررسی مطالعات اقتصادی ، جلد. 38 ، شماره 2 ، 1971 ، صص 175-208.
- 28 N. Kaldor: الگویی از رشد اقتصادی ، در: مجله اقتصادی ، جلد. 67 ، شماره 268 ، 1957 ، صص 591-624 ؛J. Ostry و همکاران: توزیع مجدد ، نابرابری و رشد ، یادداشت بحث کارمندان صندوق بین المللی پول ، SDN/14/02 ، 2014.
- 29 D. Domanski و همکاران: نابرابری ثروت و سیاست پولی ، بررسی سه ماهه BIS ، مارس 2016.
- 30 Deutsche Bundesbank: اثرات توزیع سیاست پولی ، گزارش ماهانه ، سپتامبر 2016.
- 31 همانجا ؛A. Saiki ، J. Frost: سیاست پولی غیر متعارف چگونه بر نابرابری تأثیر می گذارد؟شواهدی از ژاپن ، مقاله کار DNB ، شماره 423 ، 2014 ؛O. Coibion et al .: متقاضیان بی گناه؟سیاست پولی و نابرابری در ایالات متحده ، مقاله کار NBER شماره 18170 ، 2012.
- 32 OECD: OECD Observer 225 ، 2001 ؛OECD: مهارت های فراتر از مدرسه: گزارش سنتز ، بررسی OECD از آموزش و آموزش حرفه ای ، 2014 ؛OECD: چشم انداز سیاست آموزش و پرورش 2015: انجام اصلاحات ، 2015.
- 33 J. J. هکمن: مدارس ، مهارت ها ، سیناپس ها ، در: استعلام اقتصادی ، جلد. 46 ، شماره 3 ، 2008 ، صص 289-324 ؛J. J. هکمن: سرمایه گذاری در رشد اولیه دوران کودکی: کاهش کسری ، تقویت اقتصاد ، 2012.
مدرسه فارکس معامله گر ایرانی...
ما را در سایت مدرسه فارکس معامله گر ایرانی دنبال می کنید
برچسب : نویسنده : صالح پور مهروز بازدید : 52 تاريخ : يکشنبه 1 مرداد 1402 ساعت: 22:53