دنیای سرمایه گذاری: انتخاب سهام؟

ساخت وبلاگ

هر دوست را به عنوان مشترک برای هر دوست ارسال کنید ، شما 10 مقاله هدیه برای هر ماه دارید. هرکسی می تواند آنچه را که به اشتراک می گذارید بخوانید.

این مقاله را بدهید

توسط جیمز K. Glassman ، بین المللی هرالد تریبون

  • 19 ژوئن 2004

آیا یکی از میمون و ماشین تحریر را شنیده اید؟این چیزی شبیه به این است: اگر تعداد بی نهایت میمون ها قبل از ماشین تحریر تنظیم شده و اجازه دهند از بین بروند ، سرانجام یکی از آنها با نسخه دقیقی از "ایلیاد" ظاهر می شود.

داستان قدیمی است و کلمه کلیدی "بی نهایت" است. اما ناسیم نیکلاس طالب ، در کتاب جدیدی به نام "فریب خورده توسط تصادفی" ، این داستان را یک قدم جلوتر برد: "حالا که ما این قهرمان را در میان میمون ها پیدا کرده ایم ، هر خواننده پس انداز زندگی خود را بر روی شرط بندی که میمون می نویسد سرمایه گذاری می کند"ادیسه" بعدی؟ "

نکته طالب این است که گذشته غالباً هیچ چیز در مورد آینده به ما نمی گوید ، حتی اگر بسیاری از ما معتقدیم که این کار را انجام می دهد و بر این اساس سرمایه گذاری می کند.

این درس قدرتمند و ترسناک است. چقدر می توانید در تصمیم گیری در مورد سبد سرمایه گذاری خود به سوابق پیگیری مشاوران سرمایه گذاری ، مدیران صندوق های متقابل ، ستون نویس روزنامه ها یا حتی بازار به طور کلی اعتماد کنید؟تقریباً به همان اندازه که احتمالاً فکر می کنید نیست.

Taleb ، یک معامله گر سهام که در دانشگاه نیویورک تدریس می کند ، استدلال می کند که مردم غالباً فریب خورده اند ، عمدتاً با معماری مغز خود ، این فکر را می کنند که اتفاقاتی که به طور تصادفی اتفاق می افتد در واقع با طراحی اتفاق می افتد.

میر استاتمن ، استاد دارایی در دانشگاه سانتا کلارا و یکی از کارشناسان برجسته بازارها ، نوشت: "وقتی مردم سهام خریداری می کنند ، فکر می کنند بازی مهارت می کنند.""وقتی سهام به جای بالا رفتن ، فکر می کند که دست و پا خود را از دست داده اند. اما باید قلب خود را از دست بدهند. تمام آنچه که آنها از دست داده اند شانس است. و دفعه بعد ، وقتی سهام بالا می رود ، باید به خاطر داشته باشند که این شانس بود."

نظر من این است که همه چیز شانس نیست ، اما عمدتا شانس است. بخش اعظم کاری که سرمایه گذاران در انتخاب سهام انجام می دهند-تحقیقات ، گوش دادن ، صحبت کردن ، خواندن-چیزی غیر از چرخش چرخ نیست.

برتون مالکیل ، اقتصاددان پرینستون ، ارزش "تجزیه و تحلیل فنی" را مورد اختلاف قرار داد - در تلاش برای تعیین اینکه قیمت سهام بر اساس نمودار جایی که بوده است - در کتاب کلاسیک خود "یک پیاده روی تصادفی در وال استریت" به کجا می رود. اما وی همچنین نوشت كه "تجزیه و تحلیل اساسی بهتر از تجزیه و تحلیل فنی در امكان سرمایه گذاران برای گرفتن بازده بالاتر از متوسط نیست."

بحث در مورد تجزیه و تحلیل اساسی - بررسی سوابق مالی ، گزارش های فروش ، پیش بینی های کلان اقتصادی و موارد مشابه - نگران کننده است. این نوع تحقیق همان کاری است که سرمایه گذاران وجدان انجام می دهند. با این حال ، ملکیل به وضوح نشان می دهد که ارزش سهام در آینده اغلب به وقایع ناآشنا بستگی دارد. صنعت آب و برق نسبتاً پایدار را در نظر بگیرید. در دهه 1970 ، آب و برق عمیقاً تحت تأثیر قیمت های بالاتر نفت قرار گرفتند. در دهه 1980 ، توسط حادثه هسته ای جزیره سه مایل ؛در دهه 1990 ، با مقررات زدایی ؛در دهه 2000 ، توسط رسوایی انرون.

بسیاری از سرمایه گذاران و مدیران مشاغل که فکر می کنند نبوغ هستند ، صرفاً ذینفع ثروت خوب هستند. طالب نوشت: "ما تمایل داریم فکر کنیم که معامله گران موفق هستند زیرا آنها خوب هستند."اما حقیقت این است که "می توان در بازارهای مالی کاملاً از تصادفی درآمد کسب کرد."

Taleb "تعصب بقا" را توصیف می کند - دام برای سرمایه گذاران - از این طریق: 10،000 مدیر سرمایه گذاری را در نظر بگیرید که موفقیت آنها کاملاً به شانس بستگی دارد. هر ساله ، نیمی از برندگان و نیمی از بازندگان خواهد بود که به سادگی بر اساس تلنگر یک سکه است. پس از سال اول ، 5000 بازنده اخراج می شوند. نیمی از آنها در هر سال موفق نیز اخراج می شوند. بعد از پنج سال ، فقط 313 برنده ، هر یک با یک خط چشمگیر ، باقی مانده اند.

تصور کنید ، طالب می نویسد ، چگونه هر یک از این برندگان به دلیل "سبک قابل توجه او ، ذهن ناخوشایند او" مورد ستایش قرار می گیرند. سپس فرض کنید که در سال بعد ، برنده بازنده می شود. روزنامه نگاران و تحلیلگران اکنون شروع به مقصر دانستن می کنند: "آنها قبل از موفقیت او کاری را انجام می دهند و شکست خود را به این امر نسبت می دهند. با این حال ، حقیقت این خواهد بود که او به سادگی از شانس فرار کرد."

بنابراین این همه از نظر عملی به چه معنی است؟آیا سرمایه گذار متوسط می تواند بین شانس و مهارت تمایز قائل شود؟احتمالا نه. درسهایی که من از Taleb ترسیم می کنم اینها هستند:

* اگر در بازار خوب کار می کنید ، توسط هوبریس از بین نبرید.

* تمایلی به سرمایه گذاری صرفاً توسط غریزه ندارید ، زیرا تجزیه و تحلیل اساسی همه چیز شکسته نشده است.

* به حرکات روزانه سهام و اخبار مربوط به شرکت ها توجه کمی داشته باشید.

* انتظار نداشته باشید که بودجه متقابل به دلیل اینکه در گذشته اخیر خوب عمل کرده اند ، از همسالان خود بهتر عمل کنند.

* پول را در صندوق های شاخص کم هزینه یا اوراق بهادار کاملاً متنوع قرار دهید.

* مراقب قوهای سیاه باشید.

متعجب؟طالب ، فیلسوف اسکاتلندی دیوید هیوم: "هیچ مقدار مشاهدات از قو های سفید نمی تواند این استنباط را که همه قوها سفید هستند ، اجازه دهد ، اما مشاهده یک قو سیاه منفرد برای رد این نتیجه گیری کافی است."

به عبارت دیگر ، شگفتی ها اتفاق می افتد. این واقعیت که در گذشته چیزی رخ نداده است-مانند یک روز کاهش یک روزه 23 درصد در میانگین صنعتی داو جونز ، ناشناخته قبل از 19 اکتبر 1987 ، یا تخریب دو بلندترین ساختمان در نیویورک ، ناشناختهقبل از 11 سپتامبر 2001 - به این معنی نیست که هرگز نمی تواند رخ دهد.

کدام شرکت ها به احتمال زیاد تعجب می کنند؟به عبارت دیگر ، سهام شرکت ها توسط سرمایه گذاران به دلیل اینکه عملاً هیچ فرصتی برای پیشرفت نداشته اند ، مورد توجه سرمایه گذاران قرار می گیرند؟شما می توانید چنین لیستی را در هر هفته در بررسی سرمایه گذاری خط ارزش ، تحت عنوان "سهام زیرزمین معامله" ، آنهایی که نسبت قیمت/درآمد و نسبت های سرمایه گذاری به شبکه را دارند که در قسمت پایین همه چیز هستند ، پیدا کنیدسهام که شرکت تحقیقاتی از آن پیروی می کند.

لیست 11 ژوئن فقط 28 شرکت یا حدود 1 درصد از سهام که خط ارزش را پوشش می دهد شامل می شود. این شامل هفت سازنده خانگی است که از جمله آنها برادران Toll ، KB Home و خانه های Pulte هستند. همچنین در لیست: گروه مرزها ، زنجیره کتابفروشی ؛Reebok Inteational ، Bear Steas ، Brown Shoe و Lawson Products ، یک سازنده فلزی.

در حالی که شک و تردید برای سرمایه گذاری موفق - و برای یک زندگی موفق - ضروری است - می تواند خیلی دور شود. پیتر برنشتاین ، در کتاب خود "علیه خدایان: داستان قابل توجه خطر" ، به نقل از نویسنده و رمان نویس ویکتوریا G. K. چسترتون:

"مشکل واقعی این دنیای ما این نیست که این یک دنیای غیر منطقی است ، و حتی این یک مسئله معقول است. رایج ترین نوع مشکل این است که تقریباً منطقی است اما کاملاً مناسب نیست. زندگی یک غیر منطقی نیست. تله ای برای منطقیان است. به نظر می رسد کمی ریاضی و منظم تر از آنچه که هست ؛ دقت آن آشکار است ، اما عدم درک آن پنهان است ؛ وحشی بودن آن در انتظار است. "

آدرس پست الکترونیکی جیمز K. Glassman jglassman@aei. org است.

[بدون اجازه نویسنده تکثیر نشوید.]

مدرسه فارکس معامله گر ایرانی...
ما را در سایت مدرسه فارکس معامله گر ایرانی دنبال می کنید

برچسب : نویسنده : صالح پور مهروز بازدید : 26 تاريخ : پنجشنبه 19 مرداد 1402 ساعت: 14:06