
حسن مانییمنه یک سردبیر مشارکتی در مجمع فیکرا و مدیرعامل در گزینه های جایگزین خاورمیانه در واشنگتن است.
تجزیه و تحلیل کوتاه
ایران و "محور مقاومت" برای دور دیگری از "صبر استراتژیک" آماده شده اند ، که در صورت نادیده گرفتن ، به ضرر ایالات متحده ، متفقین و شرکای آن خواهد بود.
اگرچه ممکن است ایدئولوگ ها و عذرخواهی کنندگان "محور مقاومت" بخواهند آن را انکار کنند ، اما با این وجود بسیاری به طور ضمنی پذیرفتند که رویکرد دولت ترامپ به ایران و متحدین و پروکسی های آن-"محور مقاومت" خودخواهانه-از نظر کیفی متفاوت از آن بوده است. دولت های قبلی ایالات متحده.
در مقابل ، در مقابل ، موضع شبه نامحسوس آنها این بوده است که تکرار فعلی سیاست ایالات متحده در قبال ایران صرفاً تقویت فرمول های قبلی تحریم ها ، تهدیدات و خواستار تسلیم از طریق مذاکرات است. بر این اساس ، با توجه به سوابق نزدیک به چهار دهه ، رسانه های طرفدار ایرانی و اظهارات دولت به طور یکسان ادعا می کنند که درایو فعلی ایالات متحده شکست خواهد خورد ، حتی اگر شدت فعلی آن ممکن است به درجه صدمات بالایی برسد.
با این حال ، هنگامی که دولت بایدن آماده می شود تا وظیفه خود را به عهده بگیرد ، و قول رویکرد قابل توجهی متفاوت به ایران می دهد ، مهم است که روش هایی را که این روایت از واقعیت دور می شود ، درک کنیم و راه هایی که پیمایش این روایت می تواند به شکل گیری یک سیاست جدید ایران بدون پیش فرض کمک کند. به وضع موجود قبل از ترامپ.
ارائه در مقابل واقعیت: شخصیت های ایرانی سالهای ترامپ
دولت ترامپ فشار ایران را به تسلیحات هسته ای محدود نکرد - موضوعی که ایران برای تأمین سودهای استراتژیک جداگانه از آن استفاده کرده است. دولت نیز سعی در ایجاد تغییر رژیم انقلابی در تهران نکرد ، زیرا اعتقاد بر این بود که دولت بوش 43 پیگیری می کند.
گسترش تمرکز به سایر فعالیت های ایران به جلوگیری از اسکان تصادفی استفاده از تروریسم توسط پروکسی برای تأمین هژمونی ایران ، که دولت اوباما به طور مؤثر از آن استقبال می کند ، کمک کرد. درعوض ، از طریق شرایطی که توسط وزیر امور خارجه پومپئو بیان شده است ، هویت دوگانه ایران را به عنوان دولت و انقلاب به چالش کشیده است تا دومی را به نفع سابق ، پیروی از نظم جهانی و از مزایای آن بریزد.
اگرچه «معقول» بود، اما درخواست های پمپئو در قبال ایران، زمانی که مشخص شد، واقع بینانه نبود. آن ها عملاً انقلاب را برای انحلال داوطلبانه در لحظه ای فراخواندند که به طور قاطعانه ای نیروی مسلط در موجودیت سیاسی مشترک ایران بود. با این حال، "فشار شدید" اعمال شده توسط دولت ترامپ بر تهران و حذف سلیمانی از سوی آن، همراه با تحولات منطقه ای - به ویژه عادی سازی روابط بین اسرائیل، امارات متحده عربی، بحرین و دیگران - نگرش ایران را به سمت "سازش" تغییر داد."، صادقانه یا غیر واقعی.
دوم، سیاست دولت ترامپ در قبال ایران بی شرمانه یکجانبه بوده است. تحریم ها مستقیماً و - از طریق بازیگران بین المللی سازگار مانند چین - به طور غیرمستقیم ایران را از ابزارهای موفقیت آمیز قبلی برای مبهم کردن و برهم زدن اهداف تحریم ها، زمانی که به صورت چندجانبه اجرا می کردند، با قرار دادن آنها در معرض پیچیدگی ها و محدودیت های نظام بین الملل محروم کرده اند.
مهمتر از آن، دولت ترامپ ثابت کرد که اقدامات یکجانبه، زمانی که توسط یک ابرقدرت اقتصادی و نظامی انجام شود، می تواند به اندازه هر رژیم هماهنگ بین المللی موثر باشد. دولت ترامپ از اهمیت اولیه روابط با واشنگتن در همه سطوح در سراسر جامعه جهانی، هم سهامداران دولتی و هم شرکتی، بهره کامل برده است.
دولت ترامپ همچنین از خود ناتوانی ای که اغلب توسط دموکراسی های لیبرال در رویارویی با رژیم های سرکش اتخاذ می شد چشم پوشی کرده است - در حالی که رژیم های اولی به قوانین و ملاحظاتی محدود می شوند که به طور آشکار توسط رژیم های دوم نادیده گرفته می شوند. اگرچه این ممکن است به سختی برای مردم ایران ترجمه شده باشد، اما دولت ترامپ اقدامات اساسی را برای حمایت بشردوستانه اتخاذ کرد و در عین حال از تسلیم شدن در برابر استفاده تهران از جمعیت خود به عنوان گروگان برای تأمین امداد خودداری کرد.
به طرز چشمگیر ، در ماه ژانویه دولت ترامپ مشغول ترور هدفمند بی هدف قاسم سلیمانی ، فرمانده بخش اعزامی "نیروی quds" سپاه گارد انقلابی اسلامی بود. سولیمانی یک شخصیت برجسته بود که تنها برای رهبر عالی جمهوری اسلامی ایران بود. در حالی که این ترور در داخل کشور یک دلیل قانونی ایالات متحده ارائه می شد ، اما به طور غیرقانونی از هنجارهای بین المللی خارج شد. این اعتصاب بیشتر در مورد خاک عراق انجام شد و دولت عراق را شرم آور کرد و پویایی اعتراضات مورد علاقه ایالات متحده را مختل کرد. اگرچه ممکن است رسانه های "محور مقاومت" آن را در غیر این صورت توصیف کنند ، پیام به رهبری ایران مشخص بود: واشنگتن تحت دولت ترامپ اهداف خود را به صورت تک ذهن و بی حد و حصر دنبال خواهد کرد.
دولت ترامپ در روایت "صبر استراتژیک" ایرانی
تا کنون ، قاب بندی "محور مقاومت" این سیاست های دوره ترامپ نسبت به ایران ، تلاش های موقت است که پس از ابطال آنها توسط دولت بعدی شکست خواهد خورد. بسته به مراحلی که انجام می شود ، دولت جدید می تواند این تحولات را به روشی دقیق تر بنا کند یا خطر بازگشت به وضع موجود قبلی را بر عهده بگیرد.
عذرخواهی کنندگان برای ایران ، شکافهای شدید اقتصادی را که در نتیجه سیاست ترامپ متحمل شده است ، به عنوان یک فصل استوایی دیگر در استقامت انقلاب اسلامی و در تعیین مردم ایران برای قربانی کردن برای ادامه آن ، قاب بندی کرده اند. این ادعاها ممکن است کاملاً با واقعیت های موجود در زمین ناهماهنگ بوده است - جایی که ایرانیان به دلیل ابراز نارضایتی یا تمایل خود به عادی و باز بودن مجازات شده اند - اما پیام های ایرانی هم در خانه و هم در زمینه های نفوذ ایران تسلط روایی را حفظ کرده است.
این امر در درجه اول از طریق دستکاری تصویر وقایع حاصل شد. به عنوان مثال ، پاسخ ایران به کشتار سلیمانی - یک بمباران نمادین محدود از تسهیلات ایالات متحده در عراق - به عنوان یک تغییر پارادایم قریب به اتفاق و ایجاد برابری استراتژیک طبقه بندی شد. این تلاش با بهره برداری مستقیم از اشتباهات کلامی مکرر و نوسانات سیاسی که توسط خود رئیس جمهور ترامپ به عنوان یک عجیب در سیاست ایالات متحده ، بلکه به عنوان آرکتیپ تصمیم گیرنده آمریکایی ، بدون ماسک ، به نمایش گذاشته ، به روز شده و تقویت شده است. از مدنی و دلیل این که سایر سیاستمداران ممکن است برندسازی کنند.
تلاش رسانه ای طرفدار ایرانی ، با کمال میل ، صدای جنجالی از جبهه های حمایت از ادعاهای خود را به خوانندگان و بینندگان خود ارائه داده است: بی اعتنایی به اعتراضات عراقی ، و بیشتر ، ترک ناگهانی جنگجویان کرد سوریه به سرنوشت کنترل شده توسط رئیس جمهور ترکیه ، رنسیپ Erdogan. مكرر ترامپ از تأمین بودجه مشتاق و تقریباً اجباری از سلطنت های خلیج فارس و اظهار نظر وی مبنی بر اینكه ایالات متحده باید مزارع نفتی عراق را اختصاص داده باشد ، همراه با ادعای وی مبنی بر اینكه حضور باقیمانده آمریكا در سوریه در واقع برای همان هدف است ، به همین ترتیب به این رسانه ها كمك كرده است. برای مخاطبان خود تصویری از خط مشی ایالات متحده و غیرقابل اعتماد ایالات متحده بسازید. بنابراین با ادعاهای ترامپ مبنی بر ایجاد دولت اسلامی (داعش) توسط هیلاری کلینتون و باراک اوباما ایجاد شده است.
این نیش های صوتی که در رسانه های طرفدار ایرانی پخش می شود ، به طرز بی عیب و نقصی برای مصرف کنندگان رسانه ها تصویربرداری اصلی ایالات متحده را به عنوان بدخواه ، درنده ، غیر قابل اعتماد ، استثمار و نامنظم تقویت کرده است. از طرف دیگر ، ایران صرفاً به عنوان اولین در بین برابر در تلاش "غرب آسیا" برای مقاومت در برابر غصب و تداخل ارائه می شود. این سیاست دیرینه "صبر استراتژیک" از زمان آغاز به کار جمهوری اسلامی در سال 1979 به خوبی خدمت کرده است. احتمالاً ، این امر باعث می شود که یک بار دیگر پیروز شود. نتایج انتخابات ریاست جمهوری ایالات متحده در سال 2020 این امکان را به ایران می دهد تا اعلام کند که توهین آمیز را اعلام کند ، حتی در حالی که نگرانی های مربوط به "تونل ترامپ" - هفته های باقی مانده دولت ترامپ در این دوره ممکن است اقدامات چشمگیر انجام شود - زیاد است.
پیمایش روایات به سمت سیاست جدید ایالات متحده در مورد ایران
روایت غالب طرفدار ایرانی به طور طبیعی در نحوه درک هرگونه سیاست جدید بایدن ایران توسط کسانی که به دیدگاه ایران از وقایع می پردازند ، تأثیر خواهد گذاشت. در رسانه های طرفدار ایرانی ، واشنگتن است که به طور مداوم به دنبال مذاکره ، مشکوک است و این تهران است که از بین می رود. در چنین اظهاراتی مطرح شده است که ادعاهایی وجود دارد که ایران مطمئناً برای گفتگوی واقعی آماده است ، مشروط بر اینکه شرایط فقط برآورده شود: یعنی اینکه واشنگتن دوباره به JCPOA می پردازد. ایران از طریق فرود نرم در گفتمان به دور از اعلامیه های رزمی ، قرار است یا پیروی مداوم از نظم بین المللی ، موفقیت اساسی رویکرد صبر استراتژیک خود یا هر دو را ادعا کند.
در همین حال ، حوزه رسانه ای عذرخواهی کنندگان ایران دو گزاره را تبلیغ می کنند: این که دولت بایدن آینده ضعیف خواهد بود ، که توسط نگرانی های داخلی مصرف می شود و ماه ها در مورد یک سیاست منسجم در مورد ایران و خاورمیانه اشتباه گرفته می شود. از طرف دیگر ، با استخدام برای سمتهای ارشد چهره های سیاسی از دولت اوباما که از نزدیک در ساخت و مذاکره JCPOA درگیر شده است ، رئیس جمهور منتخب جو بایدن پیش از این دوره را برای بازگشت به رویکرد مسکونی اوباما تعیین کرده است.
انتظار می رود دولت بایدن آینده به شدت از یک جانبه گرایی ترامپ و قوانین درگیری ترامپ فاصله بگیرد. با این حال ، حتی حامیان سرسخت JPCOA نیز تشخیص می دهند که در حالی که ایران به نیازهای خود رعایت می کرد ، در سایر موضوعات نگرانی - فنی ، مانند موشک های بالستیک یا استراتژیک ، مانند تعقیب های هژمونیک منطقه ای ، باعث تعدیل خود نمی شد. در حقیقت ، ممکن است این امر ناخوشایند باشد که تشخیص ندهید که تهران از JCPOA برای گسترش نفوذ خود استفاده کرده است.
صرف نظر از هرگونه ارزیابی از دوره ای که دولت بایدن ممکن است دنبال کند ، 21 ژانویه 2021 ، اظهارات عمومی حاکی از آن است که ایران یک بار دیگر برای بازپس گیری ابتکار منطقه-در عراق ، جایی که ممکن است موضات الخادیمی را به عنوان نخست وزیر بالا ببرد ، صعود می کند.، یک سازش ایران مجبور به محکومیت شد. در سوریه ، جایی که می تواند دوباره تقدم میدانی خود را دوباره انجام دهد و برابری فرسایش یافته خود را با روسیه بازگرداند. در لبنان ، جایی که می تواند به رسمیت شناخته شده بین المللی از وضعیت سوسن خود باشد. و در یمن ، جایی که آن را تنظیم می کند ، قاعده متحدین خود و تأثیر آن بر آنها.
اما اگر ایران دولت جدیدی را پیدا کند که مایل به پذیرش این تلاش ها بدون چالش نباشد ، ممکن است به دنبال تبادل مجدد ایالات متحده به JCPOA برای یک آتش بس ، بلاغی و جنبشی در سایر جبهه های منطقه باشد. به عنوان مثال ممکن است امکان آشکار شدن یک فرآیند منطقه ای عادی سازی با اسرائیل را فراهم کند. بسیاری از ایدئولوگ های هماهنگ با تهران در حال حاضر این روند را به عنوان ناکام می دانند ، و حتی برای آشکار کردن تعادل که کشورهای عربی درگیر شده اند ممکن است با جمعیت خودشان انجام داده باشند. در مورد این مسئله ، ایران ممکن است ضمن حفظ چندین دارایی برای ایجاد حرکات در مسیری که صبر آن در آن شرکت می کند ، برای شکل دیگری از "صبر استراتژیک" تنظیم شود.
با وجود این ، اقدامات حیرت انگیز و گاه به طور عمدی اختلال در دولت ترامپ با وجود این ، تیم بایدن مطمئناً می تواند تشخیص دهد که سیاست های آن ارزش اصلاحی را ایجاد کرده است که می توان از آن استفاده کرد. بازگشت به JCPOA ممکن است یک هدف مشخص باشد ، مشروط بر اینکه هم نامه توافق نامه و هم ماهیت "جامع" که در عنوان آن ادعا شده است ، واقعاً رعایت شود. طرح های انقلابی ایران در منطقه و براندازی آنها از کشورهای آسیب دیده ممکن است فقط در معرض خطر تجدید حیات در آینده از پتانسیل مخرب خود باشد. علاوه بر این ، این فرصت وجود دارد که نفوذ ایران را در حوزه های گسترش منطقه ای خود به طور مرتب در معرض روایت های خود قرار دهد - به ویژه عراق ، لبنان ، سوریه و یمن - بر اساس وضعیت در حال تحول در هر کشور.
عراق نخستین نخست وزیر نسل بعدی خود را دارد. کادیمی توسط یک انگیزه میهن پرستانه قابل مشاهده ، بدون رنگ و فساد هدایت می شود و در یک دیدگاه جهانی سازگار با ارزش ها و علایق ایالات متحده مشترک است. او با چالش ترجمه دید و پتانسیل خود به یک برنامه عمدی که توسط رأی دهندگان پشتیبانی می شود ، روبرو است. کادیمی از طرف وی خواستار مداخله ایالات متحده نیست ، اما مطمئناً به یک زمین بازی در برابر دستکاری ایران نیاز دارد ، که فقط با تعامل فعال ایالات متحده قابل تحقق است.
دولت بایدن نیز باید تشخیص دهد كه طبقه سیاسی كلپتوكراكی بی پروا در لبنان توسط متحد وفادار محلی ایران ، حزب الله به ظاهر كمتر فاسد ، تقویت و حفظ شده است. این باید از وسوسه بالا بردن دومی به وضعیت پادزهر به فروپاشی سیاسی مداوم کشور جلوگیری کند. هم از نظر ایدئولوژیک و هم از نظر عملی ، بر تسلط حزب الله بر لبنان ، نابودی بیشتر لبنان به عنوان یک کشور را هجی می کند. درست همانطور که دولت ایالات متحده ، تحت دولت های فعلی و قبلی ، نقش مخرب حزب الله را در خانه و خارج از کشور به تدریج شناسایی و تحریم کرده است ، دولت بایدن باید دوره را دنبال کند.
در یمن ، تیم بایدن ممکن است در پرداختن به رفتار جنگ سعودی توجیه شود. با این حال ، هماهنگی با عربستان سعودی برای بازگرداندن تعادل در جامعه یمنی ضروری است ، و حتی در جامعه تأثیرگذار زیدی که تا حد زیادی از نفوذ ایران رها شده است.
در سوریه ، دولت آینده با بار تصحیح اشتباهات ، غفلت و عدم وجود دیدگاه جامع که توسط دو اداره قبلی انجام شده است ، روبرو است. ادامه در یک دوره مشابه یک اشتباه است: ظهور داعش و تروریسم ، موجی از مهاجرت به اروپا و پس از آن واکنش صحیح و صحیح طی یک دهه گذشته ، همه به وضوح نشان می دهد که این درگیری به ظاهر بومی شده همچنان عواقب جهانی خواهد داشت. برای رسیدگی به این درگیری مداوم ، ایالات متحده باید از توانایی محدود فعلی خود صرف صرفاً در زمینه طرح های روسی برای فرض نقش منسجم تر و فعلی در شکل گیری روند سوریه پس از جنگ فارغ التحصیل شود. دولت بایدن ممکن است مسائل فوری بیشتری برای حضور در آن داشته باشد ، اما سوریه آزمایشی برای رهبری ، ارزش ها و علایق ایالات متحده است.
دولت بایدن در واقع مجهز است تا با همه این پرونده ها ، همراه با سؤال فلسطینی که هنوز هم مربوطه است ، به روشی دقیق تر بپردازد. هنگامی که با نحوه تخصیص دولت منابع انسانی و مادی خود برای رسیدگی به جهانی در بحران روبرو شد ، ممکن است تصمیم بگیرد که مسئله ایران و ایالات متحده را در خاورمیانه به تأخیر بیندازد. با این حال ، یادآوری این نکته حائز اهمیت است که ایران و "محور مقاومت" برای دور دیگری از "صبر استراتژیک" آماده شده اند که در صورت نادیده گرفتن ، به ضرر ایالات متحده ، متفقین و شرکای آن خواهد بود.
مدرسه فارکس معامله گر ایرانی...
ما را در سایت مدرسه فارکس معامله گر ایرانی دنبال می کنید
برچسب :
نویسنده : صالح پور مهروز
بازدید : 40
تاريخ : يکشنبه
12 شهريور
1402 ساعت: 21:23